تبلیغات
تبیین کده - آیا قرآن ساخته فکر پیامبر بود؟
بازی هاGames
برنامه هاApplications
گرافیکGraphic
درباره وبلاگ
About Us

دنیا را نباید دید! بلکه باید به آن نگاه کرد.
مدیر وبلاگ : محمدرضا محمدزاده
جستجو
Search
موضوعات
Category
آمار سایت
Statistics
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
امروز :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
Author

متولد 1365 شهرستان کاشمر
کارشناسی ارشد مدیریت استراتژیک منابع انسانی دانشگاه تهران
پیوندهای روزانه
Daily Links
آرشیو
Archive
لینک های سایت
Links
ابر برچسب های سایت
Tags
جدید ترین مطالب
Recent Posts
امکانات جانبی
Codes
اختصاصی آیا قرآن ساخته فکر پیامبر بود؟

اتهام مخالفان  به پیامبر اکرم(ص)

مخالفان پیغمبر و اسلام در آن تاریخ ، آن حضرت را به اخذ مطلب از افواه دیگران متهم كردند (در آیاتی از قرآن این‏اتهام منعكس است ) ، ولی این اتهام روی دیگری داشت و آن این بود که چون باسواد است و  خواندن و نوشتن می‏داند ، شاید كتابهایی نزد خود دارد و مطالبی كه می‏آورد از آن كتابها استفاده كرده است .
ممكن است كسی بگوید رسول خدا را به این جهت نیز متهم كرده‏اند و این‏اتهام نیز در قرآن منعكس است . در سوره فرقان آیه 5 می‏فرماید : « و قالوا اساطیر الاولین اكتتبها فهی تملی علیه بكرش و اصیلا » . گفتند : اینها كه این می‏گوید افسانه‏های پیشینیان است كه آنها را نوشته‏ پس هر صبح و شام بر او املاء و القاء می‏شود.

جواب این است كه گذشته از اینكه اتهامات دشمنان پیغمبر آنچنان تعصب‏ آمیز و ناشی از عقده و احساسات بود كه به تعبیر قرآن جز "ظلم و زور " نامی بر آن نتوان نهاد ، این آیه صراحت ندارد كه آنها مدعی بوده‏اند پیغمبر خودش می‏نوشته است . كلمه " اكتتاب " ، هم به معنی نوشتن آمده‏ است و هم به معنی " استكتاب " كه عبارت است از اینكه شخصی از دیگری‏ بخواهد كه برای او بنویسد ... 

ذیل آیه قرینه است كه مقصود معنی دوم است ، زیرا مضمون آیه این است‏: "آنها گفتند افسانه‏های پیشینیان را نوشته ( یا دیگران برایش‏نوشته‏اند) پس هر بامداد و پسین بر او قرائت می‏شود " . " اكتتاب " را به صورت ماضی و " املاء " را به صورت جاری و مستمر ذكركرده است ، یعنی چیزهایی كه قبلا آنها را نویسانیده است ، دیگران كه سواد خواندن‏ دارند هر صبح و شام می‏آیند و بر او می‏خوانندواو از آنها یاد می‏گیردوحفظ می‏كند.اگرخودپیغمبرخواند نمی‏دانست لزومی نداشت بگویند دیگران‏ هر صبح و شام بر او املاءكنند ، كافی بود بگویند خودش مراجعه می‏كند و به‏ ذهن می‏سپارد . پس حتی كافران زورگو و تهمت ساز زمان پیغمبر نیز كه همه گونه تهمت‏ به او می‏زدند : دیوانه‏اش می‏خواندند ، ساحر و جادوگرش می‏نامیدند ، كذابش لقب دادند ، به تعلم شفاهی از افواه دیگران متهمش كردند نتوانستند ادعا كنند چون خواندن و نوشتن می‏داند محتویات كتابهای دیگر را به نام خودش برای ما می‏خواند . نتیجه ازمجموع آنچه گذشت معلوم شد كه رسول اكرم به حكم تاریخ قطعی و به‏ شهادت قرآن و به حكم قرائن فراوانی كه از تاریخ اسلام استنباط می‏شود ، لوح ضمیرش از تعلم از بشر پاك بوده است . او انسانی است كه جز مكتب‏ تعلیم الهی مكتبی ندیده و جز از حق دانشی نیاموخته است . او گلی است كه‏ جز دست باغبان ازل دست دیگری در پرورشش دخالت نداشته است . او با آنكه با قلم و كاغذ و مركب وخواندن و نوشتن آشنا نبود ، در كتاب مقدس خویش به قلم و آثار قلم به عنوان یك امر مقدس سوگند یاد كرد ( 1 ) و در اولین پیام آسمانی خود فرمان خواندنداد و علم و دانش و صنعت به كار بردن قلم را ، پس از نعمت آفرینش ، بزرگترین نعمت ارزانی شده به بشرمعرفی كرد ( 2 ) . آن كس كه خود قلم‏ به دست نگرفته بود بلافاصله پس از ورود به مدینه و ایجاد امكانات ساده‏ ، "نهضت قلم "ایجاد كرد و با آنكه خود معلمی از بشر ندیده بود و دارالعلم و دانشگاهی طی نكرده بود ، خود معلم بشر و پدید آورنده‏ دارالعلمها ودانشگاهها شد .

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت  ،   به غمزه مسأله آموز صد مدرس‏شد

حضرت رضا ( ع ) در مناظره خویش با ارباب ادیان خطاب به رأس‏ الجالوت فرمود : " از جمله دلائل صدق این پیامبر این است كه شخصی بود یتیم ، تهیدست ، چوپان ، مزدكار ، هیچ كتابی نخوانده و نزد هیچ استادی نرفته بود . كتابی‏ آورد كه در آن حكایت پیامبران و خبر گذشتگان و آیندگان هست " (3).

آن چیزی كه بیش از پیش عظمت و رفعت و آسمانی بودن قرآن كریم را مدلل می‏سازد این است كه این كتاب عظیم آسمانی با اینهمه معارف در باب‏ مبدأ ، معاد ، انسان ، اخلاق ، قانون ، قصص ، عبرتها ، مواعظ ، و با اینهمه لطف و زیبایی و فصاحت ، بر زبان كسی جاری شده كه خود امی بوده‏ است . نه تنها هیچ مدرسه و دانشگاه و دارالعلمی را در همه عمر ندیده‏ است و با هیچ دانشمندی از دانشمندان جهان روبرو نشده است ، حتی یك‏ كتاب ساده از كتابهای عصر خود را نخوانده است . آیت و معجزه‏ای كه خداوند بر آخرین پیامبرش فرستاد از نوع كتاب و نوشته است ، از نوع سخن است ، از نوع فكر و احساس است ، با عقل و با فكر و با دل و ضمیر سر و كار دارد . این كتاب قرنهاست كه قدرت خارق‏العاده معنوی خود را نشان داده و نشان می‏دهد ، روزگار نمی‏تواند آن را كهنه كند ، میلیونها میلیون دل را به سوی خودكشیده و می‏كشد ، نیروی‏ حیاتی در آن موج می‏زند ، چه عقلهای مفكری را به اندیشه و تدبر وا داشته و چه دلهایی را لبریز از ایمان و ذوق و شوق معنوی كرده و چه مرغان سحر و شب زنده دارانی را غذای روحی شده و چه اشكها را از عشق به خدا و خوف از خدا در نیمه‏های شب بر گونه‏ها جاری ساخته است و چه ملتهای اسیر و به‏ زنجیر كشیده را از چنگال ظلم و استبداد نجات داده است.آری ، عنایت ازلی برای اینكه آیت بودن این كتاب و وحی بودنش بیشتر روشن شود آن را بر بنده‏ای از بندگانش فرود آورد كه یتیم ، فقیر ، چوپان‏ ، صحرا گرد و درس ناخوانده و مكتب نادیده بود .

 "ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم"

پاورقی :

1.ن والقلم و ما یسطرون( قلم / 1 )

2. "اقراءباسم ربك الذی خلق ، خلق الانسان من علق ، اقرء و ربك‏ الاكرم ، الذی علم بالقلم ، علم الانسان ما لم یعلم" (علق/1- 5)

3. عیون اخبار الرضا ( چاپ سنگی ) ، ص . 94

(برگرفته از کتاب پیامبر امی اثرمتفكر شهید استاد مرتضی مطهری)

نویسنده : پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 - 05:48 ق.ظ نظرات () موضوع : تبیین شبهات، ادامه مطلب
نظرات
Comments
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.